گمشده (۲)

گمشده (۲)

معلوم الحال معلوم الحال 14 فروردین · معلوم الحال ·

دیروز ظهر گفتن که ماشینش توی یکی از کوه‌های اطراف پیدا شده. چند تا غواص گرفتن تا آب انبارهای اون منطقه رو خوب بگردن، شاید جسدش توی اون‌ها افتاده باشه!

 

امروز هم اعلام کردن که جسد مرحوم توی یکی از دره‌های اطراف پیدا شده و دارن سعی میکنن درش بیارن. این چند روزه، اونجا رو خیلی بد B@mbارون می‌کردن! کسی نمی‌دونه جنازه در اثر انفجارها افتاده ته دره یا اعتیاد فرد مذکور! حتی عده‌ای هم‌ میگن شاید خودکشی کرده. در هر حال خدا به بازماندگانش صبر بده.

گمشده

گمشده

معلوم الحال معلوم الحال 12 فروردین · معلوم الحال ·

عصر یکی از مشتری‌های با وفا و رویگردان * شعبه باهام تماس گرفته بود و حواسم به گوشیم نبود. وقتی بهش زنگ زدم با خبر شدم که برادر خانمش مدتی هست که مفقود شده و جواب تلفن کسی رو نمیده. می‌خواستن با چک کردن گردش حسابش مطلع بشن ببینن سالمه یا نه.

کلی با رئیس شعبه تماس گرفتم که بهم کلید بده تا بتونم برم حسابش رو چک کنم که جواب نداد.

با همکارای پشتیبانیمون که تقریبا همیشه کشیک هستن تماس گرفتم. اونها هم گفتن فردا صبح میتونن برام چک کنن.

تصمیم گرفتم برم کلید شعبه رو از خدماتیمون بگیرم و برگردم برم شعبه حسابش رو چک کنم. بعدش دیدم چه کاریه؟ برم کلید بگیرم و دوباره بخوام برگردم کلید رو پس بدم و برگردم بیام خونه. یه مرتبه برم همون شهرشون و توی باجه پرینت حساب مشتری گمشده‌مون چک کنم. وقتی با کارمند باجه تماس گرفتم متوجه شدم که توی شهرشون نیست و گفت وقتی برگشت باهام تماس میگیره. یکی دو ساعتی هرز چرخیدم تا بالاخره زنگ زد و راه افتادم سمتشون. از طرفی خانواده اون شخص هم مدام پیگیر وضعیتش بودن و من جوابی نداشتم. 

بالاخره به شهر همجوارمون که باجه داریم رسیدم و رفتیم داخل و گردش حساب خود شخص و دختراش رو گرفتیم. از ۲ فروردین هیچ تراکنشی با حسابش انجام نداده بود! دست از پا شکسته‌تر برگشتم خونه.

 

از ته ته قلبم امیدوارم که اتفاقی برای پدر خانواده نیفتاده باشه و بچه‌هاش یتیم و همسرش بیوه نشده باشه.

 

* رویگردان: مشتریانی که دیگه از خدمات بانکیمون استفاده نمیکنن!

خرافات

خرافات

معلوم الحال معلوم الحال 9 فروردین · معلوم الحال ·

چند مدتی هست که به این حرف کاسبا که دشت اولت هر چی باشه تا آخر روز همونجوریه برات اعتقاد پیدا کردم. مثلا اگر روزی با صدور کارت هدیه شروع بشه تا آخرش باید کارت هدیه صادر کنم، اون هم در تعداد بالا!
یا اگر مشتری‌ئی با دعوا و پرخاش بیاد باید اون روز پیه‌ی جنگ اعصاب و روان به جونم بمالم.

برای همین صبح‌ها میگم بذارید خودم اولین سندم صادر کنم و پشت سیستم من سند نزنید؛ اما یکی از همکارای نسبتا مذهبی و معتقدمون معتقده حرف من نشات گرفته از خرافات و اعتقادات قدیمی‌هاست! ببینید دیگ به دیگ میگه روت سیاه 😁

حالا جالب اینجاست که اون روز خودش رفته بود یه مغازه خرید بکنه، مغازه‌دار بهش گفته بود: اگه کارتت همراهت نیست، ده هزار تومنم ته جیبت هست بهم بده باقیش بعدا برام واریز کن. اگه از همین دشت اول من نسیه دادم تا تهش همینجوری باید از جیب بدم.

 

توی اسفند ماه که ماه رمضون بود کارت هدیه بسیار داشتیم و متعاقبش جنگ اعصاب هم فراتر از تصور :))

دیروز که اومدم دیدم همکارم قبل از من کامپیوترم روشن کرده و ۵ تا کارت هدیه صادر کرده. بهش گفتم: چرا صبر نکردی خودم بیام؟ حالا تا آخر وقت باید کارت هدیه بزنم.
با خنده و متلک گفت: ماه رمضون تموم شده؛ تخم کارت هدیه هم همراهش خوردن و تموم شد!
نشون به اون نشون که از یک ساعت بعدش تا ساعت ۱۳:۳۰ من دو تا مشتری در میون یه محموله سنگین کارت هدیه داشتم. 😑 تازه آخر وقتی هم چند نفر اومده بودن که ردشون کردیم رفتن. 😮‍💨

 

امروز خدماتیمون یه دونه چک از باجه برای چکاوک آورد. منم گفتم چون چکاوک سبک‌تر هست و این روزا کمتر چک میارن اول مال این همکارمون ارسال کنم. ۵ دقیقه بعدش، با اینکه هنوز در باز نشده بود، ۸ تا چک دیگه اومد روی میزم برای ارسال 😂 خدا امروز به دادم برسه.
 

زرنگ بازی :)

زرنگ بازی :)

معلوم الحال معلوم الحال 28 اسفند · معلوم الحال ·

با شروع ناگهانی جنگ و تخلیه اکثر ساختمون‌های ستادی، بانک تصمیم به پرداخت زودتر از موعد حقوق کارکنان گرفت. برای همین ما حدودا پنج روز زودتر حقوقمون رو گرفتیم. اما این وسط یه مشکلی بود که عزیزان دایره حقوق و مزایای پرسنلی بهش توجهی نکرده بودن! کسر اقساط :)

معمولا اینجوری هست که اول اقساط ما رو ازمون میگیرن و بعدش بهمون حقوق میدن. یعنی اول حسابمون رو منفی میکنن و بعدش حقوق رو میریزن. بعد مردم ما میان میگن کارمندای بانک فلانن و بهمانن. ما که کارمندشونیم بهمون اعتماد ندارن و اول ازمون قسط میگیرن بعد بهمون حقوق میدن، بعد شماها توقع دارین خالی خالی بهتون وام بدن؟ این سری حقوق‌ها بدون کسر بخشی از اقساط واریز شد و من بلافاصله حقوقم رو به یک حساب دیگه انتقال دادم. فردا شبش که پیامک‌های کسر اقساط اومد همکارام تماس گرفتن که اینا چیه داره کم میشه؟

- اقساطمون. یادشون رفته بوده دیشب بگیرن د:

 

البته بماند که سر قضیه یه وام مساعده که من درخواست داده بودم چند شب بعدش اقساط رو تمام و کمال ازم گرفتن.

 

خلاصه که من باصطلاح زرنگ دیدم شرایط جنگی هست و ممکنه تداوم پیدا بکنه. برای همین تصمیم گرفتم بر خلاف همیشه این سری قسطهام رو پرداخت نکنم! چند روز پیش که همکاران داشتن مغایرت‌های مالی دفتر کل شعبه رو میگرفتن که پایان سال بتونیم حساب کتابمون با کمترین مغایرت ببندیم، به دو تا ردیف حساب اشاره کردن که نمیتونستن مغایرتش رو اصلاح کنن. من بهشون گفتم چجوری بگردن حسابها رو پیدا بکنن. یخورده که گذشت گفتن خب از کجا بفهمیم مغایرت مال کی هست؟

گفتم: توی سامانه صورتحساب هست.

همکارمون که داشت توی سامانه صورتحساب دنبال علت مغایرت میگشت به یه شماره حساب رسید که حساب منِ گردن شکسته بود :) داشت یادداشت می‌کرد که ببینه مال کیه که گفتم: این که حساب منه :))

گفتن: بیا برو قسطت رو بده.

- والا بخدا قسطا رو کامل ازم گرفتن. ملت ۱۸ تا قسط عقب میفتن هیچی بهشون نمیگین و میگن بهشون تخفیف جریمه دیرکرد و این چیزا بدین. حالا من که کارمندتونم اینجوری دارین رسوام می‌کنید؟! 

 

یه چند روزی گذشت و دیدم مغایرت حسابیمون درست نشد. آخرش زنگ زدم حسابداری منطقه که گفتن بصورت دستی سند بزنید و خودتون درستش کنید. حالا خدا کنه سر همین یه چند روز بدحسابی بعدا رتبه اعتباریم خراب نشه!