ایثار

ایثار

معلوم الحال معلوم الحال 30 فروردین · معلوم الحال ·

امروز یه کلیپ از حمله هوایی به حوالی بیمارستان خاتم الانبیا دیدم. یه صحنه‌ش خیلی متاثرم کرد. یه پرستار بخش نوزادان با شروع حمله هوایی دو تا نوزاد برمیداره و بعدش بخش رو ترک میکنه. صادقانه میگم اگر من بودم شاید همچین کاری نمی‌کردم. 

کاش همه این بلاتکلیفی‌ها و حس و حال بد تموم بشه، دیگه تاب و توان تحملشون ندارم. 

 

 

شبکه در دسترس نیست !

شبکه در دسترس نیست !

معلوم الحال معلوم الحال 18 فروردین · معلوم الحال ·

سکانس ۱:

امروز یک نفر بی‌وقفه تلفن میزد و درخواست فعالسازی رمز پویا داشت. بهش گفتم از طیق تلفنش یک بار رمز پویا رو فعال و غیرفعال بکنه تا خطایی که توی همراه بانک میگیره برطرف بشه. بنده خدا بعد از نیم ساعت دوباره تماس گرفت و گفت من اصلا آنتن تلفن همراه ندارم و برام پیامک نمیاد. نمیشه یجوری غیرحضوری برام رمز پویا فعال کنی؟

گفتم: مگه کجا هستی عمو جان؟

- جزیره ... ؛ سکوی نفتی ...

+ اونجا که باید آنتن تلفن همراه ایران فعال باشه.

- دکل تلفن رو زدن. هیچی نداریم. فقط یه تلفن ثابت مونده. بی زحمت یکاری برام بکن. یه نفر ازم طلب داره باید براش پول جابجا کنم. 

+ باشه شماره شبا بفرست من جابجا می‌کنم. 

 

یخورده که باهاش صحبت کردم فهمیدم همکار عموم هست. با هم رفتن جزیره. بعد از یک ماه و نیم مقاومت بالاجبار فرستادنشون که برن سمت جزیره و سکوی نفتی. توی اسفند ماه وقتی کشتی که رفته بود پرسنل تعویض شیفت رو ببره زدن و غرق کردن، دیگه هیچ کس سراغشون نرفته بود. اینا باید میرفتن جایگزین شیفت قبلی میشدن که خیلی بیشتر از سهمیه‌شون جای بقیه ایستاده بودن. بهش گفتم: به حمید سلام برسون.

گفت: کدوم حمید؟

گفتم: مگه تو فامیل منُ بلد نیستی؟ حمید ... عمومه. با هم نیستین مگه؟

بنده خدا کلی تعجب کرد و گفت حتما سلام میرسونم. یخورده که رفتم پایین‌تر تا اطلاعات حسابش رو درست کنم، متوجه شدم آدرس خونشون هم دقیقا بغل خونه مادربزرگم هست. دوباره بهش گفتم: ای بابا، همسایه قدیمی مادربزرگ ما هم که هستی ناصر خان :)

 

سکانس ۲:

نیم ساعت بعد یکی دیگه از همکارهای عموم اومد. بهش گفتم: تو ناصر رو میشناسی؟ گفت:‌آره الان با حمید تو جزیره‌ن. 

گفتم: براش پول جابجا کردم. هر چی زنگ می‌زنم در دسترس نیست.

گفتش: خطاشون رو زدن. تلفن ثابتشون رو بگیر ...

 

بعد از چند بار تلاش و بی جواب موندن گفت احتمالا مخابراتمون هم تخلیه کردن. کسی جز خودشون اونجا نیست!

 

سکانس ۳:

یک ساعت بعد یکی از دوستام که توی یکی از شهرهای حاشیه خلیج فارس پرستاره و اومده مرخصی زنگ زد برم در بانک اقساط معوقش رو پرداخت کنم. وقتی توی ماشینش نشستم و گوشیش رو گرفتم، دیدم با خانمش خوشحال و خندان از ضربات وارد شده دارن میگن و میخندن. لابلای حرفاش در مورد نقاط خطرناکی که ممکنه بزنن، گفت: عموی من ناصر هم توی فلانجا کار میکنه. 

بهش گفتم: دهنت سرویس همین الان داشتم کار اون بنده خدا رو انجام میدادم. الان تو آرزوی مرگ اون بنده خدا رو هم داری؟!...

هیچی نگفتن ... بحث عوض کردن.

آپارات (۱): سیسو: جاده انتقام (۲۰۲۵)

عنوان: Sisu: Road to Revenge

محصول: آمریکا، ۲۰۲۵

ژانر: اکشن، جنگی

 

خلاصه:

سیسو یه کلمه فنلاندی غیر قابل ترجمه به معنای شجاعتی ترسناک و اراده غیرقابل تصور که با از بین رفتن امید پدیدار میشه. این فیلم داستان مردی هست که بعد از اتمام جنگ و از دست دادن خانواده‌ش به محل زندگیش برگشته تا قطعات چوبی خونه‌ش رو به یه محل امن دیگه منتقل کنه. غافل از اینکه قاتلین زن و بچه‌ش به دنبالش هستن و میخوان انتقام خون سربازای روسی که کشته شدن ازش بگیرن. با وجود اینکه به ظاهر یک سری صحنه‌های خشن و خونین جنگی داره ولی بنظرم جالب و دیدنی میاد. من نسخه زبان اصلیش (۱:۲۹:۱۳) رو داشتم و تماشا کردم، اما نسخه دوبله فارسیش (۱:۲۸:۲۸) هم توی روبیکا موجود هست که بنظر زیاد کم  و کسری نداره و می‌تونید از اونجا تماشاش کنید.

 

گمشده (۲)

گمشده (۲)

معلوم الحال معلوم الحال 14 فروردین · معلوم الحال ·

دیروز ظهر گفتن که ماشینش توی یکی از کوه‌های اطراف پیدا شده. چند تا غواص گرفتن تا آب انبارهای اون منطقه رو خوب بگردن، شاید جسدش توی اون‌ها افتاده باشه!

 

امروز هم اعلام کردن که جسد مرحوم توی یکی از دره‌های اطراف پیدا شده و دارن سعی میکنن درش بیارن. این چند روزه، اونجا رو خیلی بد B@mbارون می‌کردن! کسی نمی‌دونه جنازه در اثر انفجارها افتاده ته دره یا اعتیاد فرد مذکور! حتی عده‌ای هم‌ میگن شاید خودکشی کرده. در هر حال خدا به بازماندگانش صبر بده.

گمشده

گمشده

معلوم الحال معلوم الحال 12 فروردین · معلوم الحال ·

عصر یکی از مشتری‌های با وفا و رویگردان * شعبه باهام تماس گرفته بود و حواسم به گوشیم نبود. وقتی بهش زنگ زدم با خبر شدم که برادر خانمش مدتی هست که مفقود شده و جواب تلفن کسی رو نمیده. می‌خواستن با چک کردن گردش حسابش مطلع بشن ببینن سالمه یا نه.

کلی با رئیس شعبه تماس گرفتم که بهم کلید بده تا بتونم برم حسابش رو چک کنم که جواب نداد.

با همکارای پشتیبانیمون که تقریبا همیشه کشیک هستن تماس گرفتم. اونها هم گفتن فردا صبح میتونن برام چک کنن.

تصمیم گرفتم برم کلید شعبه رو از خدماتیمون بگیرم و برگردم برم شعبه حسابش رو چک کنم. بعدش دیدم چه کاریه؟ برم کلید بگیرم و دوباره بخوام برگردم کلید رو پس بدم و برگردم بیام خونه. یه مرتبه برم همون شهرشون و توی باجه پرینت حساب مشتری گمشده‌مون چک کنم. وقتی با کارمند باجه تماس گرفتم متوجه شدم که توی شهرشون نیست و گفت وقتی برگشت باهام تماس میگیره. یکی دو ساعتی هرز چرخیدم تا بالاخره زنگ زد و راه افتادم سمتشون. از طرفی خانواده اون شخص هم مدام پیگیر وضعیتش بودن و من جوابی نداشتم. 

بالاخره به شهر همجوارمون که باجه داریم رسیدم و رفتیم داخل و گردش حساب خود شخص و دختراش رو گرفتیم. از ۲ فروردین هیچ تراکنشی با حسابش انجام نداده بود! دست از پا شکسته‌تر برگشتم خونه.

 

از ته ته قلبم امیدوارم که اتفاقی برای پدر خانواده نیفتاده باشه و بچه‌هاش یتیم و همسرش بیوه نشده باشه.

 

* رویگردان: مشتریانی که دیگه از خدمات بانکیمون استفاده نمیکنن!