حمله روز ۲۷ اسفند

حمله روز ۲۷ اسفند

معلوم الحال معلوم الحال 28 اسفند · معلوم الحال ·

آخر وقت توی شعبه بودیم که یک مرتبه چند تا صدای مهیب بلند شد. یخورده هم نوسان برق داشتیم. یکم که گذشت همکارا خبر دادن که به یکی از پالایشگاه‌ها حمله شده.

چون اوضاع مساعد نبود همگی نیم ساعت زودتر شعبه رو تخلیه کردیم. دیدم که دود سیاهی داره آسمون رو میگیره و فهمیدیم از اثرات حمله به تاسیسات گازی پارس جنوبی هست. همینجور پشت خبرهای عجیب و غریب میومد. توی مسیر هم کلی ماشین بود که داشتن از شهرهای اطراف به سمت ما میومدن که مثلا توی یه نقطه امن‌تر سکونت پیدا بکنن تا ببینن وضعیت چطور پیش میره. 

 

امروز که چند تا از پرسنل نیروگاه‌های اونور اومده بودن شعبه میگفتن هنوز چند تا از فازها داره میسوزه و حالا حالاها نمیتونن تعمیرش کنن. چون تولید بخش زیادی از برق تولیدی هم از طریق گاز بوده، با افت فشار گاز نیروگاه‌ها رفتن روی سوخت گازوئیل و گاز نیروگاه‌های برق عراق رو هم قطع کردن و یه درصد بالایی از عراق رفته تو خاموشی. کارخونه‌های داخلی هم گازشون قطع شده و عملا بیکار شدن! بیکاری پرسنل و پایین اومدن تولید و از طرفی عدم امکان صادرات/فروش کالاهای تولیدی یعنی در آینده پیش رو قراره فشارهای مضاعفی به همگی تحمیل بشه.

 

نمی‌دونم چرا هنوزم که هنوزه عده‌ای موافق ادامه این جنگن؟! شاید من طرف اینوری‌ها نباشم، ولی قطعا طرف اونوری‌ها هم نیستم. با این وضعیت خیلی‌ها از کار بیکار میشن. خیلی از کسب و کارها نابود میشن. زیرساخت‌هامون هم که قرار نیست حالا حالاها درست بشه. روز به روز عقب افتاده‌تر از قبل خواهیم شد :( ضمن اینکه حادتر شدن اوضاع ممکنه منجر به بی‌برقی برای بخش عظیمی از کشور بشه. فشار بی‌برقی برای استان‌های جنوبی که از همین اسفند کولرهاشون روشن شده و تا اواخر مهر و آبان قراره از کولرهای گازی استفاده بکنن طاقت فرساست.

 

شیر پاک خورده

شیر پاک خورده

معلوم الحال معلوم الحال 25 اسفند · معلوم الحال ·

اولین روز حمله آمریکا و اسرائیل من از مرخصی برگشته بودم. یکی از مشتری‌ها آخر وقت که همه رفتن بیرون چند تا کیسه بزرگ پر از پول برای ما آورده بود که بریزیم به حسابش. ما هم با عجله تا حدود ساعت ۳ داشتیم پول‌هاش میشمردیم که به حسابش واریز بکنیم. بهش گفتیم با توجه به شرایط ممکنه بین پولات اسکناس‌های دیگه هم باشن که موقع تفکیک بهت برمیگردونیم. حتی لابلای پول‌هاش درهم و دلار هم پیدا کردیم که بهش پس دادیم. ولی به مورد آنچنانی برنخوردیم.

از روز بعدش هم هجوم بی سابقه مردم به بانک برای دریافت پول نقد شروع شد. توی یکی از این روزها یه پسر به لباس عربی بعد از اینکه کارتش رو گرفت بهم گفت: دارین یک میلیون نقدی بهم بدین؟ منم گفتم از صندوق (همکارم) بپرسین. همکارم اول از همه طبق معمول گفت: ندارم! اما بعدا یک میلیون بهش پرداخت کرد.

امروز همون جوانک اومده بود شعبه و از همکارا میپرسید: رئیس صندوق کیه؟

وقتی اومد پیش من گفت: من اون روز یک میلیون ازتون پول گرفتم. ولی یک میلیون نبوده. یک برگش کم بود و ده هزاری نبود.

من فکر کردم که بسته به جای ۱۰۰ برگ ۹۹ برگ اسکناس داشته. گفتم: برو پیش همکارم و یه ده هزار تومنی ازش بگیر.

بنده خدا مجدد گفت: نه من یک میلیون گرفتم. از یک میلیون بیشتر بوده! اینجا بود که بسته اسکناس رو بهم نشون داد که یک برگ اسکناس ۲۰۰ هزار تومانی بینش بود.

اینجا بود که دوهزاریم افتاد که بنده خدا فهیمده پول بیشتری بهش دادیم و آورده مازادش رو پس بده. منم یک برگ ده هزار تومانی بهش پس دادم و ازش تشکر کردم. معلوم نبود هر کس دیگه‌ای جای اون بود، توی شرایط فعلی چی کار می‌کرد؟ اگه اوضاع مناسب بود شاید یجوری می‌تونستم ازش تقدیر و تشکر کنم.

خارگ، در یتیم خلیج فارس

زمزمه‌های حمله به خارگ و بمبارون مکرر پاسگاه‌های مرزی دریایی آشفته‌ترمون کرده.

دردناک اینجاست که‌ هنوز عده‌ای از دشمن انتظار کمک، آزادی و امنیت دارن! خیلی‌هاشون هنوز آتش جنگ به در خونه‌هاشون نرسیده و در خطه سرسبز شمال مشغول عیش و توییت زدن و اینستاگردی هستن. یک عده‌ای هم توی سایر شهرها زیر بمبارون. ولی چشم امیدشون به سگ کله زردخارجیه. 

 

من هیچ وقت سیاسی نبودم و نخواستم‌ سیاسی بنویسم. با این‌حال، این بار قضیه فرق می‌کنه. دشمن نیومده خونه من رو ازم بگیره و آواره‌م کنه. اومده خاکم رو بگیره. کاش اون‌هایی که به دنبال انتقام خون‌های به ناحق‌ریخته‌شده دیروز هستن بفهمن که تقاص اون‌ خون‌ها رو نباید از این خاک و مردمش بگیرن. 

 

 

اینقدر خسته و عصبی هستم که نمی‌دونم چی و چطور بنویسم. 

 

شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۳

۷:۰۷

ایران چک

ایران چک

معلوم الحال معلوم الحال 18 اسفند · معلوم الحال ·

امروز که خزانه برامون پول آورد بر خلاف سایر دفعات، که گونی‌های سنگین پول روی دوش نگهبان‌ها بود، دو تا پاکت سبک توی دست‌هاشون داشتن. وقتی پاکت‌ها باز شد دیدیم کلِخ پولی که برامون آوردن همین چند بسته اسکناس ۲۰۰، ۵۰۰ و ۱ میلیون تومانی هست. هر بسته اسکناس ۲۰۰ هزار تومانی معادل ۲۰ میلیون تومان، هر بسته اسکناس ۵۰۰ هزار تومانی معادل ۵۰ میلیون تومان و هر بسته اسکناس ۱ میلیون تومانی معادل ۱۰۰ میلیون تومان وجه بی ارزش مملکت بود که در قالب ریال یک مبلغ سنگین فضایی به حساب می اومد. هر چند کلشون به اندازه خرید یک عدد ساینای قراضه هم نمیشدن. جالب اینجا بود که ملت برای همین اسکناس‌ها سر و دست میشکوندن. حتی وقتی بقیه بانک‌ها خودروی پول‌رسانی در بانک ما دیده بودن التماس دعا داشتن و میخواستن بهشون یخورده پول بدیم!

منی که رویای دیرینه‌م کلکسیونر شدن بوده، وقتی به بسته ایران چک ۱۰۰ هزار تومانی رسیدم، چون یک بسته‌ش معادل نصف حقوقم بود دور رویاهام رو خط کشیده بودم. اما با دیدن این بسته‌های رنگی اسکناس، هر چند طرح و رنگ و کیفیت چاپشون چنگی به دل نمیزد، دوست داشتم اینقدر پول داشتم که یک بسته از هر کدام را برای خودم نگه می‌داشتم.

با راننده خزانه که صحبت می‌کردیم، به شوخی یا شاید هم جدی گفت: من اگر جای شما بودم یک بسته از این اسکناس‌ها برای خودم برمیداشتم، چون معلوم نیست علاوه بر بقیه زیرساخت‌ها چه بلایی سر بانک‌ها بیارن. بعد از اینکه زیر بارون بدرقه‌شون کردیم که برگردن، بهمون اطلاع دادن که بانک‌های ملی و سپه از دسترس خارج شدن. همین اتفاق باعث شده بود مردم بیشتر به هول و ولا بیفتن. ما هم با بدبختی یجوری که بتونیم هفته آخر اسفند رو مدیریت کنیم، به اون‌هایی که میشناختیم در حد ۵ الی ۱۰ میلیون وجه نقد پرداخت کردیم. 

نکته اعصاب خورد کن امروز اینجا بود بعضیا میومدن از ما پول بگیرن که حتی کارت بانکی ما رو نداشتن و هزار جور اُرد ناشتا به ما میدادن که پولمون اینجوری باشه و اونجوری باشه (به عبارتی: پول پنج و ده هزاری نمی‌خوایم و فقط ایران‌چک می‌خوایم)، وقتی میخواستی بهشون پول بدی (اون هم ایران‌چک) میگفتن از کارت بانک X و Y بردار. بانک بانکه چه فرقی داره؟ :-/

توی خبرها دیدم که یک جا اعلام کردن که علت عدم انتقال وجه بلیت‌های کنسل شده توسط شرکت‌های هواپیمایی بسته بودن بانک‌ها طی این مدت بوده. دروغ محضی که هیچ سندیتی نداره چون خود من بیشتر از بیست روز هست که منتظر عودت وجه بلیتم هستم و میگن دفاتر شرکت‌های هواپیمایی هستن که هنوز باز نشدن. وگرنه بانک‌ها شعب کشیکشون دائما در حال خدمت‌رسانی هستند و شعبه کوچکی مثل شعبه ما توی یه شهر دورافتاده با وجود ناامن بودن اوضاع تمام روزهای هفته مشغول خدمت‌رسانی بودیم. ضمن اینکه این شرکت‌ها پنل‌های مخصوص انتقال وجه و عودت وجود اینترنتی دارن که به راحتی می‌تونن وجوه حاصله رو به مردم برگردونن اما به خاطر مصالح شخصی خودشون حاضر به پس دادن پول مردم نیستن و قصورشون هم گردن ما میندازن!

 

از اونجایی که خیلی از مشتری‌هامون هنوز اسکناس‌های ده میلیون ریالی رو ندیده بودن، توی جدول زیر تصاویرشون رو براتون گذاشتم که چشمشون به دیدنشون عادت بکنه:

ردیفمبلغ اسمیواحد پولی جدید *طرح روی اسکناسطرح پشت اسکناس
۱۵۰۰,۰۰۰ ریال

۵۰

بارگاه امام رضا (ع)

کوه دماوند

۲۱,۰۰۰,۰۰۰ ریال

۱۰۰

بارگاه حضرت معصومه (س)

میدان گازی پارس جنوبی

۳۲,۰۰۰,۰۰۰ ریال

۲۰۰

مسجد جامع اصفهان

چوگان اثر استاد محمود فرشچیان

۴۵,۰۰۰,۰۰۰ ریال

۵۰۰

مسجد آقابزرگ کاشان

آرامگاه فردوسی

۵۱۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال

۱۰۰۰

مسجد جامع یزد

ارگ بم

* : مطابق قانون جدید پولی و بانکی، قرار هست چهار صفر از اسکناس‌های ملی حذف بشن.

 

یه سوال:

شما اگه جای سیاست‌مدارهای کلان کشور بودین، از چه طرح‌هایی برای پشت و روی اسکناس‌های رایج کشور استفاده می‌کردین؟

مثلا توی سری جدید ایران‌چک‌های رایج طرح اماکن مقدس مذهبی برای روی اسکناس و اماکن صنعتی، فرهنگی، تاریخی و ... برای پشت اسکناس‌ها انتخاب شدن. یا مثلا در مورد کشور سوریه، بعد سقوط بشار اسد از طرح مرکبات برای اسکناس‌های رایج استفاده شده.

۱۴۰۴/۱۲/۱۸

۱۴۰۴/۱۲/۱۸

معلوم الحال معلوم الحال 18 اسفند · معلوم الحال ·

چند روزی میشه که به بهانه‌های مختلف و به اسم کشیک ویژه روزهای جنگ داریم سر کار می‌ریم. قرار بر این بود که هر شعبه یک یا دو روز در هفته خدمات بده اما در اثر چاپلوسی‌های رئیس ما کل هفته قرعه به نام ما افتاده و به عنوان عضو ثابت کشیک‌ها خودنمایی می‌کنیم.

حالا قسمت خنده‌دار کار اینجاست که باجه ما مجاز به شروع کار نیست اما هر روز ۲ ساعت زودتر از ما سیستم بالا میارن و گند میزنن به محاسبات شعبه مادر، حسابداری منطقه و انفورماتیک!

اوج حماقت این بزرگواران روزی بود که آغاز تعطیلی هفت روزه کشور بود و کل بانک‌ها یکباره تعطیل شدن. ساعت ۷ صبح به من زنگ زدن که ما ساعت ۶ سیستم بالا آوردیم که سند بزنیم و الان با خبر شدیم که رهبر فوت کرده و تعطیلی رسمی هست. چی کار باید بکنیم؟! از بعد اون روز سه بار این خریت محض رو تکرار کردن، در صورتیکه میتونستن راحت برن توی خونه بشینن و دست به هیچ کاری نزنن.

 

یکی دیگه از مصائبمون بی برنامگی مدیران منطقه و کشور هست. هر روز سه چهار بار ساعت کاری رو تغییر میدن و جلو و عقب میکنن. آخرش هم نفهمیدم طبق چه ساعتی باید کارمون شروع و طبق چه ساعتی کارمون تموم بکنیم؟! خدا یه عقلی به اینا و یه پولی به ماها بده :)