خارگ، در یتیم خلیج فارس
23 اسفند · · خواندن 1 دقیقه زمزمههای حمله به خارگ و بمبارون مکرر پاسگاههای مرزی دریایی آشفتهترمون کرده.
دردناک اینجاست که هنوز عدهای از دشمن انتظار کمک، آزادی و امنیت دارن! خیلیهاشون هنوز آتش جنگ به در خونههاشون نرسیده و در خطه سرسبز شمال مشغول عیش و توییت زدن و اینستاگردی هستن. یک عدهای هم توی سایر شهرها زیر بمبارون. ولی چشم امیدشون به سگ کله زردخارجیه.
من هیچ وقت سیاسی نبودم و نخواستم سیاسی بنویسم. با اینحال، این بار قضیه فرق میکنه. دشمن نیومده خونه من رو ازم بگیره و آوارهم کنه. اومده خاکم رو بگیره. کاش اونهایی که به دنبال انتقام خونهای به ناحقریختهشده دیروز هستن بفهمن که تقاص اون خونها رو نباید از این خاک و مردمش بگیرن.
اینقدر خسته و عصبی هستم که نمیدونم چی و چطور بنویسم.
شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۳
۷:۰۷